با عرض پوزش فعلا تا چند ماه از پاسخگویی به سوالات شما عزیزان معذورم لطفا سوال نفرستید.
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
چهارشنبه 6 بهمن ماه سال 1389 @ 00:08 AM
| موضوع: مشاوره ازدواج(سوالات) | نویسنده: صابر حسین پور | چاپسوال مراجع:
با سلام و خسته نباشید از زحمات شما
اگر ممکن است به سوال من هم که دیشب آن را با عنوان **دختر تا چه حد باید حرف گوش کن باشد؟ ** برایتان ارسال کردم پاسخ دهید. من خیلی دارم اذیت میشم مخصوصا از خودم :( میخواهم بدانم یک مرد باید چگونه باشد و یک زن هم تا چه حد تابع باشد.پسری هستم ۳۰ ساله که پنج سال پیش در دانشگاه با دختری آشنا شدم.
ایشان دختری مهربان؛ با ایمان و خانواده داری هستند و اکنون ۲۴ سالش است.
من از آن موقع به خانواده ام به دلیل حفظ حرمت هیچی نگفتم، تا شرایطم جور شود.
ولی قصدم ازدواج است.
ایشون خانواده اش در جریان هستند و آنطور که به نظر میرسد من را دوست دارد و بیشتر تماس ها از جانب ایشان است.
۲ سال پیش این دختر خانم جزو ممتازین بدون کنکور؛ فوق لیسانس قبول شد و هر
چی من ازش خواستم که نرود، گوش نکرد و رفت. (دلیلم هم این بود که
نمیخواستم او از نظر تحصیلی از من بالاتر باشد)
به نظر شما کار درستی
کرد؟ از اینکه به حرفم گوش نداد هنوز ناراحتم و یک جورایی احساس میکنم دختر
حرف گوش کنی نیست و دوست داشتنش را ثابت نکرد.
چون میدانم خیلی دختر ها حرف نامزدشان را گوش میکنند و هر چه میگویندُ قبول میکنند.
احساس میکنم ایشان دختر زرنگی است و منافع خودش را هم در نظر میگیرد.
اگر ممکن است راهنمایی ام کنید.
با تشکر
پاسخ مشاور:
درود
اگر پاسخ سوال های غیرجنسی را نمی دهم به دلیل کم بودن وقت است برای همین و برای راحتی مراجعان سایتی با تعداد بیشتر راهنماکننده ایجاد کردم و در پایین هر راهنمایی ها اشاره می کنم که سوالات را در آن سایت مطرح نماید... آدرس>> http://www.taahod.com
ببینید لوزوم تشکیل یک زندگی مشترک احترام گذاشتن به عقاید و سلایق یکدیگر است اینکه همسرآیندمان در قبال درخواستی که مانع پیشرفت اوست می ایستد نشانگر دوست نداشتن نیست بلکه نشان دهنده استقلال شخصیتی او هست، آن فردی که تمام خواسته های نادرست نامزدش را قبول می نماید یا شیفته است یعنی حالت هیجانی عشق و یا هنوز به بلوغ فکری نرسیده است در نتیجه همان طور که خود هم اشاره کردید ممکن است همین فرد بعد ازدواج و با سپری شدن مدتی از بار هیجانیش کاسته شده و بصورت افراطی با درخواست های همسرش مخالفت نماید.
ما باید تفسیر مناسبی از دوست داشتن و عشق داشته باشیم، عشق با محدودیت معشوق و پاسخ مثبت او به این محدودیت ثابت شدنی نیست. در نتیجه بهتر است شما هم خود را به مرتبه تحصیلی این خانم برسانید تا نگران اختلاف تحصیلی نباشید . از جانبی وقتی می توانیم شریک آینده خود را بخوبی بشناسیم که با دادن فرصت و آزادی برای پیشرفتش،،ببینیم که آیا او با ترقی شخصیت و رفتارش عوض خواهد شد یا نه،،اگر اخلاق و رفتارش در جهت منفی تغییر یافت بهتر است کمی بیشتر در انتخاب خود تامل کنیم.
در ضمن در این دنیا هر کسی ابتدا منافع شخصی خود را در نظر می گیرد و سپس به شرایط و کیس های دیگر می پردازد لذا شما هم باید با در نظر داشتن منفعت خویش این فرصت را به ایشان بدهید تا ببینید آیا ترقی تغییری در رفتارشان به وجود خواهد آورد اگر تغییر مثبت بود که بسیار هم عالی، ولی اگر این تغییر منفی بود شما باید متوجه باشید که انتخابی خوبی نکرده اید بنابراین دادن این فرصت به ایشان "منفعت" شما را درپی دارد.
سه شنبه 5 بهمن ماه سال 1389 @ 12:38 PM
| موضوع: مشاوره ازدواج(سوالات) | نویسنده: صابر حسین پور | چاپسوال مراجع:
سلام
ببخشید می خواستم ببینم کشیدن قلیون ضرری برای دخترا داره یا نه؟
شنیدم مشکلاتی رو برای پرده بکارت ایجاد می کنه
پاسخ مشاور:
درود
دود قیلان و سیگار بر سلامتی مضرر است ولی ارتباط مستقیمی با پرده بکارت ندارد. درکل توصیه می کنم تعادل را رعایت کنید واقعا حیف است از الان خود را وابسته به موادی سازید که هیچ منفتی برای شما ندارند.
تنها سوالات جنسی خود را از طریق وبلاگ ارسال کنید ،سایر سوال ها را در سایت زیر مطرح نمایید
آدرس سایت>> www.taahod.com
سوال مراجع:
سلام
من دختری ۲۰ ساله هستم حدود ۲ ساله که کارمند یک شرکت هستم همکارجوانی دارم که هم باخداست هم مهربون از همون روزهای اول از چشماش فهمیدم دوستم داره ولی به روش نیاوردم تا اینکه بعد یکسال ونیم بهم گفت دوستم داره و حالا چند ماهه که با هم هستیم فعلا جفتمون شرایط ازدواج نداریم.مادرشم میدونه که ما همدیگه رو دوست داریم.ولی یکروز بهم زنگ زد گفت قراره باکسی دیگه ازدواج کنه تا چند روز بعدش هروقت حرفشو پیش میکشیدم دعوامیکرد بخدا نمیدونم چیکار کنم از کجا بفهمم واقعا منو واسه ازدواج میخواد؟خداترسه بخدا حتی تا بحال دستم به دستش نخورده.کمکم کنید چیکار کنم؟
پاسخ مشاور:
با سلام
به نظرتون ایشان را خوب شناختید؟ فردی که به یکباره نظر خود بکل عوض می کند بدون اینکه دلیل منطقی برای این کار داشته باشد آیا فرد قابل اعتمادی است؟ آیا احتمال ندارد در زندگی مشترک نیز چنین چرخش یکباره در نظراتش و عقایدش داشته باشد! لذا باید با دقت بیشتری بررسی کرد
تنها راهی که می توانید بفهمید دوستتان دارد و می خواهد با شما ازدواج کند این است که هیچ اصراری برای برقراری دوباره رابطه یا ازدواج با او نداشته باشید و طوری رفتار کنید که ارزش زنانه ی شما حفظ شود معمولا مردان شیفته زنانی می شوند ارزش خود را حفظ کرده و ان غرور مثبت خود را نشکنند.
در نتیجه از این به بعد نباید درباره ازدواج با او حرف بزنید و رفتار رسمی تری داشته باشید د این صورت خواهید دید عشق او حقیقی است یا خیر
موفق باشید
مراجعان گرامی لطفا تمام سوالات خود به غیر از سوالت جنسی را در سایت وبلاگ مطرح نمایید تا سریع تر پاسخگو باشم
آدرس سایت>> www.taahod.com
سوال مراجع:
مرسی بابت جوابتون!
ولی بهتره اینو بدونید که من از اولشم قصدم واسه
ازدواج نبوده.
2و3 ماه هست که بعد از شناخت رفتاریش و اعتقاداش این
تصمیم رو گرفتم. در ضمن من نواندیشی در طلاق ایشون نداشتم،خیلی سعی کردم که
با ترک ارتباطم اونو به زندگیش برگردونم،با اینکه حق اون پایمال شده بازم
خواستم که برگرده ولی شرایط اصلا طوری نیست که بخواد این روزا رو نادیده
بگیره و فرداهای دیگه ازش دم نزنه!
جدا از اینکه من بهش علاقه دارم اونم
بهم علاقه داره.
تو این چند روزه حتی کم اس دادنم یا اینکه ندیدمش خیلی
اذیتش کرده.
فکر نمی کنم قطع رابطم راه خوبی باشه.
شما نظر دیگه
ندارید؟ چون نه من بدون اون طاقت میارم نه اون بدون من. (( تو این هفته از
این موضوع مطلع شدم))
بازم مرسی
پاسخ مشاور:
با سلام و سپاس
در راهنمایی قبلی قطع رابطه کلی را اشاره نکردم بلکه اشاره کردم در این شرایط بحرانی ممکن انتخاب ایشان ناشی از احساس خلاء و نیاز باشد نه دوست داشتن واقعی،، به همین علت باید با قطع رابطه کوتاه مدت فعلی به او فرصتی دهید تا آگاهانه تصمیم بگیرد.
اگر ایشان به آن حد شما را دوست دارند قطعا بعد از طلاق به خواستگاری رسمی خواهند آمد
موفق باشید
سوال مراجع:
واقعا ممنونم آقا صابر گل. امیدوارم که خداوند هر چی که میخوای بهت بده. مرسی از جواب خوبت
اولا اینو بگم که رابطه ماواقعا سرد بوذه یعنی هفته
ای یک بار اونم از جانب من تماس برقرار میشه. یعنی من تماسامو بازم طولانی
تر کنم؟؟. سخته واسم چون واقعا دوسش دارم.
به نظرتون اگه دعواش کنم بهتر
نمیشه؟؟ یه کم جذبه بهش نشون بدم...
پاسخ مشاور:
با سلام و سپاس از لطف شما
نه تا این حد خوب است و نیازی به افزایش زمان برای برقراری تماس نیست باید تعادل را رعایت کرد نه زیاده از حد محبت کرد بصورتی که روزانه و پشت سر هم تماس گرفت و نه زیاده از حد بی تفاوت بود و تماسی نگرفت.
دعوا راه حل کوتاه مدت و نادرستی است....مرد باید قاطعیت خود را نشان دهد اما قاطعیت در خشم و فریاد زدن خلاصه نمی شود بلکه در مصمم بودن و درست عمل کردن معنا می یابد
قاطع عمل کردن هم یعنی اینکه مرد نگذارد احترام و ارزشش تا حدی پایین آید که معشوق از آن سوء استفاده نماید(درواقع نباید بخاطر معشوق هرکار نادرستی را انجام داد)
شما می بایست از روش شرطی ساختن استفاده کنید یعنی با ارائه تقویت و پاداش او را برای برقراری تماس و ابراز علاقه تشویق کنید(مثال در زیر)
مثلا» هنگامی که ایشان با شما تماس می گیرند یا پیامک می زنند با شوق فراوان پاسخ ایشان را بدهید و بگویید خیلی خوشحال شدم که جویای حالم شدی،،نمی دانی گاهی چقدر دلم برای زنگ زدن ها و پیامک فرستادن هایت تنگ میشود،،ممنون که به فکرمی
مثلا»اگر در طی مدت چند روز برخلاف روزهای قبل زیاد با شما تماس گرفت یا در ابتدا او آغازگر تماس ها بود در این صورت در روز ملاقات یک هدیه کوچک(گل..و..) برایش بخرید و روی آن بنویسید خوشحالم که بیادم هستی و با تماس ها جویای احوالم هستی.
خلاصه باید هر نوع پیشرفت ایشان در امور برقراری تماس با شما را با ارائه پاداش ها و خوش مشربی تقویت نماید.(البته ارائه پاداش در ابتدا لازم است رفته رفته باید از تعداد آنان کاست تا انتظار بیجا در معشوق ایجاد نشود)
در واقع شما یک ماهی گیر هستید و آن خانم یک ماهی،، اگر ماهی گیر ماهری باشی با حوصله و بدون سروصدا در کنار رودخانه آرام می نشینی و قلابت را می اندازی (قلاب به معنای پاداش است) هر چه تو آرام تری باشی درنتیجه ماهی بیشتر به سمت قلاب نزدیک تر میشود سخت ترین مرحله همین مرحله آرام بودن است بعد از انکه ماهی در قلابت افتاد دیگر در چنگ توست می توانی آن را باز رها کنی به دریاچه،یا آن را در تنگ ماهی بیاندازی،یا آن را....
در هرصورت بعد از اینکه ماهی به قلاب تو وابسته شد زمام امور در دست توست و تو تعیین خواهی کرد ماهی چگونه زندگی کن و بیاندیشد...پس صبر کن
موفق باشید
>>برای دریافت پاسخ سریع؛؛؛؛؛ سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comچهارشنبه 24 آذر ماه سال 1389 @ 8:53 PM
| موضوع: مشاوره ازدواج(سوالات) | نویسنده: صابر حسین پور | چاپسوال مراجع:
سلام و ممنون از زحمات شما. پسری هستم ۲۴ ساله که حدود یک سال هست که با
دختری در دانشگاه آشنا شدم. رابطه ما که فکر میکنم به خاطر سنگینی خودم
بوده خیلی مثبت و سالم بوده (حتی دست هم بهش نزدم) تو این مدت هر موقع ازش
خواستم بیاد بیرون اومده و هر چیزی هم ازش خواستم انجام داده. حتی سوار
ماشینمم شده. منو به دوستشم معرفی کرده (حتی خواهرشام منو میشناسن و همیشه
منو تحسین میکنه به خاطر شخصیتم و علم بالایی که دارم) ولی همیشه شروع
کننده تماسها و اسمسها من بودم و هر چی بهش میگم چرا تماس نمیگیری میگه
ببخشید و کم سعادتی از منه و ... بهشم گفتم که اگه میدونی من مزاحمتم بگو
میگه این چه حرفیه و من خوشحالم که با هم در تماسیم. حال سوال من اینه که
چرا ابراز علاقه نمیکنه؟؟؟ 
لازم به ذکر که خیلی تو دانشگاه دختر سنگینیه و اصلا اهل جلف بازی نیست.
چیکار کنم که اونم زدگ بزنه و دوسم داشته باشه؟؟
مرسی
پاسخ مشاور:
با سلام و سپاس
بسیار خوشحال هستم که رابطه را جدی و در حدود مشخص شده به پیش می بری اما در خصوص دوست داشتن:: ببینید دوست داشتن همواره یک ملاک ندارد مثلا نمی توانیم بگویم آن کسی که همیشه به ما ابراز علاقه می کند یا همیشه می گوید دوستت دارم یا زیاد پیامک میزند
تنها چنین شخصی ما را دوست دارد... این یک باور محدود است
اغلب دختران ایرانی بدلیل نجابتی که دارند(که البته اغلب زیاده روی می کنند) سعی می کنند بطور غیرمستقیم به معشوق خود ابراز علاقه کنند مثلا از راه هایی نظیر:
یک>> بیشتر در کنار شما بودن و حضور یافتن در جاهایی که شما آنجا حضور دارید
دو>> درخواست شما را رد نکردن.. بخصوص درخواست دیدار و ملاقات..در واقع او همیشه برای شما وقت دارد
سه>> معرفی شما به دوستان و آشنایان(این یعنی به شما علاقه مند است)
لذا باورت را محدود نکن.... اما چرا ایشان اغازگر تماس ها نیست یا چرا زیاد پیامک نمی زند؟ از چند عامل نشات می گیرد:
الف> غرور مثبتی که دارند و نمی خواهند رابطه بیش از حد،، خارج از حدود پیش رود و اینکه زن در مقام ناز است و مرد در مقام نیاز.
ب> حمایت و ابراز علاقه افراطی شما:: اگر شما از جمله کسانی هستید که همواره و بلافاصله آغازگر تماس هستید و دائم به معشوق خود ابراز محبت می کنید بدون اینکه در این کار توقفی داشته باشید در این صورت فرصت ابراز محبت متقابل را از معشوق خود می گیرید زیرا وقتی نمی گذارید که او جای خالی شما را احساس کند در نتیجه "هیجان" رفته رفته در رابطه از بین می رود
بنابراین در دوست داشتن افراط نداشته باش و گاهی زنگ نزن تا او جای خالیت را احساس کند.
موفق باشی
>>برای دریافت پاسخ سریع؛؛؛؛؛ سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comچهارشنبه 24 آذر ماه سال 1389 @ 8:37 PM
| موضوع: مشاوره ازدواج(سوالات) | نویسنده: صابر حسین پور | چاپسوال مراجع:
سلام. خسته نباشید!
اولا که از این سایت خوبتون ممنونم.
دوما سوال خودم که نمی دونم بیانش کار درستی هست یا نه؟ اخه واسم مهمه که جوابتون چی باشه!
من 3 ماهی میشه که با یکی آشنا شدم(2 سال پیش که از طریق چت با هم اشنا شدیم،فقط چت!
اما
باگذر زمان تلفنم بهش اضافه شد،تا اینکه بعد از 2 هفته بهم گفت که زن
داره) از اونجایی که من یه دختره محجبه هستم و به حد سن خودم معتقدم.
به اسلام و حرفاش و قبول دارم که اگه حرفی زده یا عملی از ما خواسته شده فقط بخاطر خودمونه.
من
همه ی اینارو درک کردم،بعد از اینکه فهمیدم زن داره باهاش رابطمو تموم
کردم. تا اواخر شهریور که کاملا اتفاقی دوباره پیدام کرد. بهم گفت که یه
سالی هست حرف طلاق بینشون بوده و از ماه رمضان به بعد هم از هم خبر ندارن.
الانم شاهد دادخواست طلاق و احضاریه هایی که براش میاد هستم.اون یه فرد عاقل و حساسی هست،اوایل مهر امسال واسه اولین بار دیدمش!
چون
داشتم رابطه ای که قبلا خیلی باهام ازی شده بود و از طرفی ام سختی های
زیادی تو تنهای هام کشیدم و اصلا این رابطه هایی که یه روزه میان و چند
روزه میرن و قبول ندارم.
ببینید من کاملا شناختمش،می تونم اینو با
اطمینان بگم که اون رفتارش،اخلاقش،غیرتش واقعا همونی هست که می خوام. اول
خوب شناختمش بعد تو شرایط مختلف کاراشو سنجیدم.
مشکل من اینه که نمی دونم کارم درسته یا نه؟
اینکه دارن جدا می شن تقصیر من نیست،خانومش نمی خوادش. می خوام باهاش ازدواج کنم!
خودشم می دونه ولی 1 یا 2 سال دیگه(شایدم 3 سال) دیگه آخرش 3 سال!
می خوام بهم بگین کارم اشکالی نداره؟ اینکه باهاش هستم؟
خیلی جاها خانومش حقشو خورده ولی دم نزده.
اما الان دنبال طلاقشه و همش داره اذیتش می کنه.
اگه کمکم کنین واقعا اذتون ممنون میشم!
مرسی
پاسخ مشاور:
با سلام و سپاس
ما انتخاب همسر را از طریق "چت و دنیای مجازی" بخصوص برای دختران توصیه نمی کنیم زیرا دختران بیشتر تحت تاثیر "حرف ها و لحن صدای مرد" به او جذب می شوند تا "واقعیت رفتاری او" و چون در دنیای مجازی سخن و حرف بر رفتار برتری دارد معمولا دختران تنها تحت تاثیر سخنان و وعده های یک مرد به او علاقه مند می شوند. لذا شناخت تحریف شده دنبال خواهد شد حتی اگر در بیرون از دنیای مجازی ادامه یابد
اما در خصوص سوالی که پرسیدید باید بگویم هرچند شما نقشی در طلاق او برعهده نداشته اید اما امیدوارم با نواندیشی نقشی در طلاق آینده خود هم نداشته باشید...بله درست شنیدید طلاق آینده!!
ببینید حرف زدن و تماس شما با ایشان در این شرایط بحرانی تنها به ضرر خودتان تمام خواهد شد زیرا احتمال اینکه ایشان(مرد) تنها بدلیل خلاء ایجاد شده بعد از طلاق با شما ازدواج کند تا دوست داشتن واقعی، زیاد است...یعنی ایشان(مرد) بدلیل فرار از موقعیت کنونی و احساس خلاء ناشی از نیازی که دارد شما را به عنوان همسر خود انتخاب می کند نه بر حسب دوست داشتن واقعی ،، لذا ممکن بعد از دو سال زندگی زناشویی تازه بفهمد انتخابش بر حسب نیاز بوده نه دوست داشتن آنوقت است که طلاق دوم نیز شکل خواهد گرفت.
بنابراین اگر برای زندگی خود و ایشان ارزشی قائل هستید هرگونه تماس و ارتباط فعلی را قطع کرده و هیچ گونه تشویقی در جهت طلاق دادن همسرشان نداشته باشید.
اگر ایشان به شما علاقه مند باشند بعد از طلاق همسرشان، به خواستگاریتان خواهند آمد.
موفق باشید
>>برای دریافت پاسخ سریع؛؛؛؛؛ سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comسوال مراجع:
مردی هستم ۲۹ ساله که با خانمی آشنا شدم و خیلی هم بهشون علاقه مند هستم و می خوام با هاشون ازدواج کنم اما یه مشکل کوچیک هست و اون اینکه من ۱۹۰ قدم هست ولی خانم ۱۵۰ آیا این اختلاف قد زیاد می تونه در زندگی زناشویی و رابطه جنسی با عث بروز مشکل بشه و باعث بشه مرد نتونه به اوج لذت برسه و یا برخی روشهای آمیزش رو نشه انجام داد ؟
پاسخ مشاور:
با سلام
در ازدواج دو رکن داریم که یکی اصلی است و دیگری فرعی
اصلی شامل تناسب ایمانی، اخلاقی،فرهنگی، می شود و فرعی شامل:ظاهر،مادیات و غیره
لذا اگر فرد مورد انتخاب ما دارای معیارهای اصلی است، در این صورت نباید بر روی معیارهای فرعی زیاد مانور داد زیرا آنان از درجه اهمیت کمتری برخوردار است
ظاهر و اندام هم یک خصوصیت و معیار نسبی است ...شما اگر با زیباترین و خوش اندام ترین زن دنیا نیز ازدواج نماید بعد از مدتی ظاهرش برایتان عادی خواهد بود و تنها اخلاقیات است که به چشم می زند..بنابراین اگر این خانم از نظر معیارهای اصلی در مرتبه بالایی قرار دارند و همچنین اگر شما به ایشان علاقه ای دارید در این صورت اختلاف "قد" مشکلی ایجاد نخواهد کرد
اما به موارد زیر توجه نماید:
الف) اگر معیار فرعی شامل ظاهر و اندام مناسب آنقدر برای شما اهمیت دارد که معیارهای اصلی را در نظر نمی گیرید در این صورت توصیه می کنم با احتیاط بیشتری به ازدواج با این خانم فکر نماید(یعنی اگر ظاهر و اندام برای شما در لیست معیارهای اصلی قرار دارد و از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردار است باید در انتخاب خود تجدید نظر کنید)
ب) نوع برخورد شما و ایشان: ممکن است بعد ازدواج اطرافیان یا دیگران با مشاهده این اختلاف قد، شما را مورد نقد قرار دهند یا بگویند اصلا به هم نمی آیید....بنابراین باید به آن حد از بلوغ فکری رسیده باشید که این گونه انتقادها تاثیری در زندگی زناشویی شما نداشته باشد
ج)موافقت یا مخالفت خانواده ها: معمولا در این موارد باید مطمئن شوید که خانواده شما همسرتان را به عنوان یک عروس قبول دارند و مخالفت چندانی با اختلاف قد شما ندارند
در مورد رابطه جنسی باید بگویم:: اگر زن و شوهری یکدیگر را دوست داشته و میل باطنی به یکدیگر داشته باشند بلندی و کوتاهی قد تاثیری در رابطه جنسی نخواهد داشت زیرا رابطه جنسی بیش از آنکه یک رابطه فیزیکی باشد یک هنر است و کسی که این هنر را به خوبی یاد گرفته براحتی می تواند همسرش را تحریک و ارضاء نماید..... فوقش شما از میان حالت های متفاوت در رابطه جنسی تنها یک حالت آن را نمی توانید انجام دهید که آنهم هیچ مشکلی ایجاد نخواهد کرد.
نکته>> اگر شما در موارد "الف" "ب" و "ج" که ذکر کردم مشکلی نداشته باشید قطعا در رابطه جنسی نیز بسیار موفق تر عمل خواهید کرد.
موفق باشید
>>برای دریافت پاسخ سریع؛؛؛؛؛ سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comپنجشنبه 18 آذر ماه سال 1389 @ 10:58 AM
| موضوع: مشاوره ازدواج(سوالات) | نویسنده: صابر حسین پور | چاپسوال مراجع:
سلام.
خسته نباشید واقاعا وبلاگ جامعه ای دارید از زحماتتون ممنونم.با تشکر.
پاسخ مشاور:
با سلام و سپاس از شما
پاسخ سوال یک>> نخیر انجام یا عدم انجام خودارضایی در وضعیت ژنتیکی تاثیری ندارد بخصوص در قد(هرچند خودارضایی باعث تحریک غدد میشود اما میزان قد فردی هیچ رابطه ای با خودارضایی ندارد) این شایعات زمانی قوت می گیرد که سن رشد قد و آغاز خودارضایی در پسران یکسان است
پاسخ سوال دو>>بستگی دارد آیا شما از او درخواست همبستر شدن می کنید یا او خود مایل است،، اگر او خود مایل به چند دلیل کیس مناسبی برای همسربودن نیست
الف)هیجانی عمل کردن: زندگی با یک دختر هیجانی بسیار دشوار و سخت است
دو)عدم رعایت شعور انسانی: چون مرزهای انسانی را می شکند احتمال اینکه در آینده دوباره این کار را با فرد دیگری بکند زیاد است
اما اگر با درخواست و اصرار شما همبستر شود، در واقع بترسد که اگر درخواست را رد کند شما او را ترک خواهید کرد، این مورد فرق می کند و باید با احتیاط بیشتری در موردش تحقیق کنید عموما دختران عاشق چون ترس از دست دادن دارند خود را به هر آب و اتشی می زنند تا معشوق را از دست ندهند ولی این نوع رفتار نیز غیرنرمال است و رگه های از هیجانی و مانیک بودن در این دختر نمایان است لذا با دقت بیشتری رفتار و اخلاق او را بررسی نماید
مورد دیگر اینکه اغلب خود آقایان بدون اینکه سرنخی داشته باشند و با توجه به اینکه همسر آنان پاک است بعد ازدواج به او بدبین می شوند چون فکر می کنند اگر دختر خوبی بود چرا درخواست من (قبل از ازدواج) را برای انجام رابطه جنسی پذیرفت
در نتیجه خواهش می کنم قبل از ازدواج رابطه جنسی عمیق با معشوق خود نداشته باشید
موفق باشید
>>برای دریافت پاسخ سریع؛؛؛؛؛ سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comسوال مراجع:
با سلام خدمت شما دختری هستم 25 ساله حدود یک ماه هست که از طریق یکی از سایت های همسر یابی با آقایی آشنا شدم که همشهری هستند و از نظر فرهنگی کاملا به هم می خوریم ایشون دکترا دارند و استاد دانشگاه هستند و با من 4 سال اختلاف سنی دارند و تا الان هیچ دوستی با جنس مخالف نداشتند مگر در حد همکاری ظاهر بسیار رسمی و معقولی دارند از زمانی که دیدار ما حضوری شده خیلی اظهار می کنند که من رو دوست دارند و عاشقم شده اند ولی من باور نمی کنم از کجا باید متوجه بشم که واقعا من رو دوست دارند و حرفهایی که میزنند از روی علاقه هست ؟ البته ما از نظر قدی اختلاف زیادی داریم یکی از دلایلی که نمی تونم باور کنم واقعا من رو دوست دارند و نمی خوان از من سو استفاده کنند همین اختلاف قد هستدر ضمن من خانواده ام رو در جریان این دوستی قرار دام ولی ایشون هنوز به خانواده شون نگفتن در ضمن از من می خوان که بذارم از روی لباس سینه هام رو لمس کنن تا ادامه رابطه سخت نشه ؟ حالا من باید چی کار کنم ؟ من خودم هم از ایشون خوشم اومده و دارم بهشون علاقه مند میشم
پاسخ مشاور:
باسلام
شما گفتید چطور بفهمید که واقعا شما رو دوست دارند؟
من جواب را خواهم گفت که اتفاقا پاسخ این سوال درست در درون خود سوال شماست
مردی که ما را دوست دارد و قصدش ازدواج است بخصوص اگر از نظر تحصیلی و فرهنگی در مقام بالای باشد هرگز حاضر نمی شود رابطه غیررسمی با شما داشته باشد چه برسد به اینکه بخواهد بدن شما را لمس کند
مردی که شما را دوست دارد و قصدش ازدواج است هرگز شما را از دیگران پنهان نمی کند و بخصوص به خانواده خود در مورد شما و همچنین ازدواج صحبت می نماید
مردی که شما را دوست دارد و قصدش ازدواج است هرگز طول رابطه دوستی را افزایش نمی دهد و امروز فردا نخواهد کرد و با فراهم شدن امکاناتش بلافاصله با خانواده اش به خواستگاری خواهد آمد
در نتیجه آیا فکر می کنید ایشان شما را دوست دارند و هدفشان ازدواج است؟!!
توصیه ام این است که هرگز در مقابل پیشنهاد او مبنی بر لمس یا هرگونه رابطه بسیار صمیمی دیگر مخالفت کنید و از او بخواهید اگر قصدش ازدواج است خانواده خود را در جریان قرار داده و به خواستگاری بیاید و اگر هم هیچ کدام از این کارها را انجام نمی دهید حداقل رابطه را تنها به صورت "رسمی" ادامه دهید و لاغیر... (بصورت کاملا رسمی و جدی)
موفق باشید
>>برای دریافت پاسخ سریع؛؛؛؛؛ سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comسوال مراجع:
سلام من دو روز پیش براتون نوشته بودم که میخوام با کسی رابطه برقرار کنم و این رابطه تا ۴ الی ۵ سال طول میکشه
یعنی شما میگید که من بهشون واسه ازدواج قولی ندم و تو این مدت با هم باشیم (البته به دور از اون روابطی که گفته بودم)
یه کمکی بکنید
که رابطه رو چجوری برقرار کنم
پاسخ مشاور:
با سلام
بدلیل اینکه هیچ تضمینی در روابط دوستی قبل از ازدواج وجود ندارد نباید وعده و قولی به شخصی داد برای ازدواج آنهم در 5 سال آینده،،، لذا من توصیه می کنم تا حدامکان وارد چنین رابطه ریسک پذیری نشوید لااقل اگر وارد این رابطه شدید هیچ قول و تضمینی از ابتدا برای ماندن در رابطه و متقابلا ازدواج کردن ندهید.
بازهم می گویم سن مناسب ازدواج زمانی است که شرایط ازدواج را داشته باشیم و قبل از آن چون نیاز ما تحت تاثیر شرایط و امکاناتی هست که داریم،نباید اقدام به انتخاب همسر کرد چه برسد به ازدواج و قول آن را دادن.
موفق باشید و سربلند
>>برای دریافت پاسخ سریع؛؛؛؛؛ سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comسوال مراجع:
من 31 سال دارم و مدتی است که با آقایی آشنا شدم که 26سال دارد ولی هردو با موضوع فاصله سنی مشکلی نداریم البته هنوز شناخت زیادی از هم پیدا نکرده ایم و حدود دو هفته ای هست که با هم صحبت می کنیم .و قرار گذاشته ایم تا دو ماهی به این رابطه ادامه دهیم تا بهتر همدیگرو بشناسیم بعد خانواده ها را در جریان قرار بدهیم. نگرانی بزرگ من فاصله سنی با اینکه خودم مشکلی ندارم ولی نمی دونم خانواده طرف مقابلم چقدر با این موضوع کنار بیایندو اینکه غیر از این ممکن ازدواج دو نفر با این فاصله سنی دچار مشکل شود یا خیر؟
قبلا از اینکه وقت گذاشتین برای خوندن سوالم ممنونم
پاسخ مشاور:
با سلام
اختلاف سنی بین زوجین عموما نباید زیاد باشد بخصوص اینکه دختر نباید به آن حد از پسر بزرگتر باشد مثلا اگر دختری دو سال بزرگتر است این شاید اشکالی نداشته باشد اما پنچ سال قدری زیاد است در نتیجه در صورت ادامه رابطه باید به نکات زیرتوجه نماید:
یک>چون سن شما بیشتر است احتمال دارد ایشون(آقا) امتیاز خاصی را بر خود قائل شود یعنی فرض کند چون زنی بزرگتر از خود را گرفته به نوعی ایثار در عشق کرده،،درنتیجه شاید توقع و انتظار ایشان بعد از ازدواج از شما بالا رود بنابراین باید دقت کنید و ببینید که آیا آقا تحت شرایط منطقی شما را انتخاب کرده یا احساسی پیش می رود
دو>خانواده دو طرف در این جریان نقش زیادی برعهده دارند بخصوص خانواده پسر،،اگر خانواده ها از ابتدا به جد با این ازدواج مخالفت کردند و شما را به عنوان عروس خود نپذیرفتند یا برخورد خوبی با شما نداشتند توصیه می کنم در این صورت با احتیاط بیشتری عمل نماید و قدری تامل کنید و ببینید آیا بعد از ازدواج طاقت حرف و حدیث های اطرافیان و انتقادهای انان را دارید؟!! این در صورتی است که اگر شما زوج موفقی باشید دیگران خواهند گفت واقعا خوشبخت هستند ولی اگر زوج موفقی نباشید اولین برچسبی که به شما خواهند زد می گویند این مشکلشان بدلیل "اختلاف سنی" است حال آنکه شاید اصلا ربطی به اختلاف سنی نداشته باشد
سه>خود پسر در این ازدواج نقش اساسی برعهده دارد آیا این آقا به آن حد به بلوغ فکری و ثبات تصمیم گیری رسیده که بعد ازدواج با حرف و سخن دیگران مبنی بر بزرگ بودن شما "نظرش" عوض نشود؟!...یا نه>؟
چهار> وقتی سن زنی در ازدواج بزرگتر از مرد باشد در نتیجه زن باید در روابط جنسی تنوع و تحرک بیشتری از خود نشان دهد تا مبادا همسر بپندارد عدم شوق زنش به علت بزرگ بودن سن اوست
در آخر توصیه می کنم با در نظر گرفتن تمام مطالبی که گفتم دست به انتخاب بزنید و هیچ عجله ای در ازدواج نداشته باشید
موفق باشید
سوال مراجع:
سلام با عرض خسته نباشید خدمت شما مشاور عزیز
من یه جوون ۲۰ ساله ام و
به یه خانوم هم سن خودم پیشنهاد ایجاد ارتباط دادم و ازشون هم خیلی خوشم
میاد از هر لحاظ بخوایید کامل هستن .از لحاظ خونواده هم کاملا مثه هم هستیم
کاملا تحصیل کرده . ایشونم از من خوششون میاد.
و من قصدم از ایجاد
ارتباط با ایشون ازدواج هست یه رابطه کاملا سالم بدون نیرنگ و فریب و دروغ.
و دوست دارم کاملا پاک باشیم و مطمئن باشید من آدمی هستم که نمیزارم رابطه
ما به این رابطه های کثیف که به رابطه جنسی میرسه ختم بشه.
واسه
ازدواج خوب یه ۵ سالی باید ارتباطمون مخفی از خونواده هامون بمونه خوب ولی
خیلی دوست داریم خونواده هامون بدونن ولی من از این میترسم که نزارن با هم
باشیم .شایدم بزارن خدا رو چه دیدی؟؟؟
میخواستم بدونم که از نظر شما این ارتباط ما که میخواد ایجاد بشه خوب نی ؟؟؟؟
سعی میکنیم که رابطه ما رو خونواده هامون هم بفهمن . یه راهنمایی هم بکنین که چجوری این مساله رو به خونواده هامون بگیم
با تشکر از وقتی که واسه خوندن مطلب من گذاشتین
شاد باشید .
پاسخ مشاور:
با سلام و سپاس ازلطف شما
خوشحالم که دیدتان به این روابط منطقی است اما می خواهم با وسعت دیدی بیشتری به این انتخاب و رابطه نگاه کنی.
آیا شما می دانید یکماه دیگر چه تغییری در زندگیتان پیش خواهد آمد؟
آیا شما و ایشان می دانند که در سال های آینده چه معیارهای مدنظر خواهید داشت؟
آیا عقلانی است ما اکنون وعده ای دهیم که پنچ سال آینده تحقق پیدا خواهد کرد؟
این در صورتی است هیچ تعهدی و تضمینی در روابط قبل از ازدواج وجود ندارد چون رابطه رسمی نیست حتی اگر زیر نظر خانواده هم باشد مدت پنچ سال بسیار زیاد است.
بخصوص شما که اکنون شرایط ازدواج ندارید...بماند که در سنی هم نیستید که به انتخاب همسر ااقدام کنید زیرا سن مناسب ازدواج سنی است که شرایط ازدواج فراهم باشد. وقتی اکنون که شرایط ازدواج را ندارید همسرآینده خود را انتخاب می کنید این انتخاب نشات گرفته از معیارها و توقعات محدودی است که دارید و بدان راضی هستید ؛؛ پس فردا که شرایط تغییر کرد متقابلا احتمال دارد نظر نیز تغییر نماید.
لذا من توصیه می کنم هر موقع شرایط و امکانات ازدواج را داشتید اقدام به انتخاب همسر و ایجاد رابطه نماید و اگر به این توصیه من اعتقادی ندارید حداقل وقتی می خواهید با کسی رابطه برقرار کنید هرگز وعده و وعید ازدواج در زمان آینده را ندهید زیرا ما انسان ها حتی گاهی از حال خود آگاه نیستیم چه برسد به آینده.؛؛؛ تنها می توانید با زیر نظر داشتن ایشان و با فراهم شدن شرایط پشنهاد ازدواج را مطرح نماید.
در ضمن ما به خودمان اعتماد و اطمینان داریم ولی آیا طرف مقابل ما هم می تواند در رابطه ای که داریم وارد خط قرمزها نشده و وابسته نشود؟!!
همیشه گفته ایم بهترین سن ازدواج و وعده دادن برای ازدواج هنگامی است که شرایط ازدواج را داشته باشید
موفق باش و شادزی.
>>برای دریافت پاسخ سریع؛؛؛؛؛ سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comسوال مراجع:
سلم من 26 ساله هستم سال آخر ارشد یکیاز دانشگاهایسراسری تهران با رتبه تک رقمی ارشد در رشته مهندسی. من متولد روستا هستم خانواده ام بسیار ابتدایی و فقیر هستند و حتی احتیاج به کمک مالی من دارند .من تا 2 ماه دیگه ارشدم تموم میشه. و باید بروم سر خدمت (احتمالا امریه جور بشه. با این حال خانواده خیلی اسرار دارند من ازدواج کنم از سوی دیگر منم چون ادمی مذهبی هستم دوست دارم زودتر ازدواج کنم. ام نه شرایطشو دارم و مسئله مهمتر اینکه من تو روستمامون از نظر تحصیلات مناسب برای ازدواج نیست و از طرف دیگر در شهر ها هم هر کسی باشد وضع اقتصادیش بهتر از ماست و من نمی تونم انتخاب کنم لطفا منو راهنمایی کنید.
پاسخ مشاور:
با سلام..خیلی خوشحالم هستم که رتبه تک رقمی ارشد شده اید و این بسیار ستودنی است بخصوص با وضع اقتصادیی که خودتان شرح دادید
ببینید می توانم بگویم سن ازدواج زمانی است که شرایط ازدواج را داشته باشید..که این شرایط از بلوغ فکری و توان قبول مسئولیت گرفته تا توان مالی و اقتصادی مناسب ادامه دارد.
لذا از آنجا که هنوز فرصت زیادی برای ازدواج دارید و از آنجایی که خدمت سربازی شما تمام نشده توصیه می کنم فعلا برای ازدواج عجله نداشته باشید.
صبر کردن برای شما و اتمام سربازی دو فایده دارد:
یک> در مدتی که سرباز هستید به نوعی مشغول خدمت شده و نیازهایی که شما را برای ازدواج زودتر تحت فشار قرار می دادند کمتر خواهد شد
دو>بعد از اتمام سربازی و یافتن یک کار مناسب(به رتبه های تک رقمی شغل بهتری می دهند) چه بسا وضعیت اقتصادی شما تغییر بسیاری کرد و توانستی علاوه بر اینکه به خانواده ات کمک کنی بلکه از شهر و با دختر دلخواه خودت ازدواج نمایی
درآخر توصیه ام این است >>بدون فراهم نشدن آن حداقل توان مالی برای اداره زندگی ،،و تحت فشار و اصرار خانواده،، ازدواج نکرده و تشکیل زندگی ندهید
موفق باشید
>>برای دریافت پاسخ سریع سوال های خود را در سایت وبلاگ به آدرس زیر مطرح کنید
آدرس سایت>> www.taahod.comسوال مراجع:
سلام پسر جون
وبلاگت در حد بارسلوناس
دمت گرم
دختری ۲۲ سالم و عاشقه زندگی کردنم
فقط یه مشکلی در بچگی برام پیش اومده که نمی دونم باهاش چه جوری کنار بیام
راستشو
بخوای وقتی ۴ سالم بود دو تا از بستگانم که هم سن و سالای خودم هستن بهم
تجاوز کردن و من از ترس اون موقع به هیچ کس چیزی نگفتم
اما وقتی کم کم بزرگ شدم فهمیدم شاید مشکلی برام پیش اومده باشه ( و پرده ام آسیب دیده باشه )
از
طرفی وقتی اون دو تا آدمو می بینم نمی دونم چه برخوردی داشته باشم و ازشون
متنفرم و همش می ترسم مبادا همسر آیندم چیزی از این مسئله بفهه
به نظرت بهش بگم؟
یه راهنمایی درست و حسابی بکن
من حوصله افسردگی و این چرت و پرتها رو ندارم
می خوام خوش باشم یه راه بنداز جلو پام
خیر ببینی پسری ام
پاسخ مشاور:
باسلام وسپاس از شما
یعنی دو جنس مخالف که الان هم سن شما هستند وآنموقع سنشان 5 یا 6 سال میشد به شما تجاوز کردند؟!........
ابتدا از شما می خواهم حتما نزد یک دکتر متخصص زنان یا ماما بروی و مطمئن شوی که آیا پرده ات آسیب دیده یا نه.......شاید آسیب جدی ندیده باشد
اگر پرده شما آسیب دیده باشد واگر این مسئله تجاوز "اشتهار" پیدا کرده باشد یعنی بین اطرافیان کسی موضوع را فهمیده باشد یا خود تجاوز کنندگان از اطرافیان نزدیک باشند در این صورت اگر خواستگارتان از گذشته شما سوال کرد بطور کلی توضیح دهید که زمانی که بچه بودم این اتفاق افتاده...بازهم می گویم بطور کلی نه با ذکر تمام جزئیات.(متوجه منظورم هستید)
از آنجا که شما در سن کودکی بودید و ازآنجا این عمل با خواست شما صورت نگرفته قطعا کسی که شما را دوست دارد تا حدی با این موضوع کنار می آید.
در ضمن نگران نباشید فرد تجاوز کننده اگر از اطرافیان باشد هرگز شخصیت خود را تخریب نکرده وبه همسر آینده شما چیزی نمی گوید
در برخورد با آن افراد تجاوز کننده هم بسیار جدی باشید طوری که احساس نکنند از اعمال آنان دل خوشی دارید. البته اگر این عمل (تجاوز) در گذشته نزدیک اتفاق افتاده بود باید حتما از آنان شکایت می کردید. در هرصورت امیدوارم آنان نیز به اشتباه خود پی برده باشند
(گویا این لحن باباشاه در سریال قهوه تلخ برهمه تاثیر گذاشته..موفق باشی دختری ام)
سوال مراجع:
سلام وخسته نباشید من الی هستم از شیراز ۱۸ سال سن دارم ومیخواستم درمورد یه موضوع مهم که الان ۵ ساله تمام زندگی منو دردست گرفته صحبت کنم
من دختریکی یدونه خانواده ای شیرازی هستم نمیدونم درمورد مشکلم ازکجا شروع کنم ولی بهترازاینجا شروع کنم من ازبچگی خونه خاله ام اینا رفت وامد داشتیم ولی وقتی ۱۳ ساله بودم با اونها به یک جشن عروسی رفتیم ودراون جشن مراسم مختلط بود ومن دراوج بلوغ بودم که نمیدونم چی شد یکدفعه ژسرخاله ام محسن رودیدم وهمین نگاه وطرز رقصش منو مجذوب خودش کرد که تا اخرجشن چشم ازش برنمیداشتم من زیاد بهش توجه نمیکردم یعنی علاقه ای بین ما نبود ولی اون شب تمام زنگی من زیروروشد بعدازاون شب هرروزبه اون فکرمیکردم دختری که همه اش به فکردرس بود وزرنگ کلاس بود ماهروز خونه اونها میرفتیمو ومیومدیم واین باعث میشد من فقط محاسن اونو ببینم وعشقم یا همون دوست داشتنم نسبت بهش زیاد بشه هنوزیک سال نگذشته بود که همه فهمیدن من دوستش دارم هم خودش هم خانواده ۲طرف ولی من ازعلاقه اون نسبت به خودم هیچ چیز نمیدونستم فقط ازاینکه دوستش داشتمو میدیدمش خوشحال بودم که ناگهان خبررسید محسن با دوست دخترش ازدواج کرد یک شک کافی بود که منو زیرورو کنه وهمین کاروهم کرد من تا اوا دبیرستان خوب بود ولی بعدازاون به شدت معدلم از ۱۹به ۱۴افت کرد همه فکرمیکردن دوستام تنبل ورومن تاثیر گذاشتن بدترازاون هم اینکه من به جشن عروسیش رفتم وخیلی بدترازاون که الان حدود ۵ساله داره میگذره نمیتونم فراموشش کنم دختری که شاد وسرزنده بود وباهمه میگفت میخندید خشن وعصبانی شده خیلی زود ناراحت میشم زیاد دوست ندارم رفت وامد کنم وتازه کنکورهم قبول نشدم وقتی میبینمش مجبورم به روی خودم نیارم که ناراحتم شما میگین من دچارافسردگی شدم ویه اشتباهی که خودم هم قبول دارم اینه که تو ژسرهای فامیل میگردمو دنبال حرکات یارفتاراون توی ژسرهای فامیل هستم تا یکی مثل اونو جایگزین کنم ممکنه کمک کنید
پاسخ مشاور:
با سلام و سپاس از شما
ببینید این حالاتی که شما از آن صحبت کردید "عشق یکطرفه" نام دارد .. در واقع شما با خیال فردی که ساخته ذهن شماست زندگی می کنید در صورتی که آن یک نفر اصلا عین خیالش نیست که شما او را دوست دارید و اصلا نمی داند که شما به او توجهی دارید.
این علاقه یطرفه شما به نوعی نشات گرفته از تجربیات دوران کودکی است که باید دقیق مورد بررسی قرار گیرد و یک نوع دوست داشتن طبیعی بشمار نمی رود البته هرچند از لحاظ سنی در مرحله ای قرار دارید که این حالات رفته رفته از بین خواهد رفت.
اما می خواهم برای رها شدن از این حالات یک کاغذ و قلم برداری و بنویسی که امتیازات و زیان های این نوع طرز فکر (دوست داشتن او) شما چیست؟
مثلا> امتیاز:: اینکه من می تونم با یادش زندگی کنم
امتیاز:::اینکه توی خیالم باهاش حرف می زنم
زیان ها::: باعث افت تحصیلی من شده
زیان ها:::دلتنگی زیادی دارم و افسرده شدم
زیان ها::زودرنج و عصبانی شدم
خب آیا این دوست داشتن برای شما خیری هم دارد ملاک اولیه دوست داشتن این است که عاشق و معشوق هر روز فربه تر،،شادتر، و مهربان تر می شوند
هشدار:: در انتخابت برای ازدواج صرفا سعی نکن کسی را پیدا کنی که شبیه محسن باشد زیرا در این صورت از ملاک های اصلی چشم می پوشی.. شاید فردی رفتار و تیپش مانند محسن باشد اما فردی باشد "شکاک"...یا فردی باشد "ضداجتماعی"....
بنابراین در دام این عشق گرفتار نشو و قدری تامل کن.
موفق باشی
سوال مراجع:
بازم سلام
ممنون از راهنمایی خوبتون، من 22 ساله هستم و پسرخالم 23 ساله
اون
دیپلم داره و من ترم 5 مهندسی کامپیوترم ، من با تحصیلاتش مشکلی ندارم
بیشتر همین دوستاش و مزاحم تلفنی هاش آزارم میدن. حتی با دوستاش خونه مجردی
هم دارن البته همه دوستاش بد نیستن ولی دو نفرشون مشکلات اخلاقی دارن...
مزاحم
تلفنی ها رو هم یا جواب نمیده یا خیلی بد برخورد می کنه ،بعضی وقتا می
خوام ازش بگذرم اما نمی تونم چون هم دوسش دارم هم هفته ای یه بار تو مهمونی
ها می بینمش و باز بی اختیار چشمم و روی مشکلاتش می بندم ُواقعا انگاری
که کور میشم.
قلیون و سیگار رو هم چند بار که بیرون بودیم (حدود یک سال
پیش تا الان )جلو خودم کشیدهُ البته میگه به صورت تفریحی این کارو می کنم
اما میدونم آخر اینجور تفریحات چی میشه... من همون موقع زیاد مخالفت نکردم و
شاید تقصیر از من بود. اما دلم نمیخواد سیگار یا قلیون بکشه چون می ترسم
به اعتیادم رو بیاره
ما از بچگی با هم بزرگ شدیم ، اخلاقیاتش خوبه ، مهربونه
با
مادرم اونقدر صمیمی نیستم که این حرفا رو بهش بگم، اگه لطف کنین راهنماییم
کنید ممنون میشم اگه زحمتی نیس یه جوری مرحله به مرحله باشه که من نتیجه
رو هر بار بهتون بگم ، واقعا این روزا گیج و مبهوتم ، از هیچ کس نمی تونم
کمک بخوام
پاسخ مشاور:
با سلام و سپاس
در ابتدا باید بگوییم تغییر عادات بد افراد ،،بسیار زمان بر و قدری دشوار است بخصوص هنگامی که آن فرد به نوعی قرار است همسر آینده ما محسوب شود/ در واقع تلاش خود فرد مهم است و اطرافیان تنها می توانند راهنمایی برای او باشند... تا او خود نخواهد تغییر ناممکن است
در این زمینه شما می بایست در اولین وهله با او صحبتی داشته باشید و ناراحتی خود را در مورد کارهایش بازگو کنید و با آرامش خواسته ها و نیازهای خود را با او در میان گذاشته و با صبوری به توضیحاتش گوش دهید...سپس مدت زمانی به فاصله دو ماه را به او فرصت دهید تا رفتار خود را اصلاح نماید....اگر در این مدت تغییراتی در رفتارش دیدید مثلا اگر دیدید دیگر سیگار نمی کشد بلافاصله این عمل او را تقویت کنید...مثلا بگویید من واقعا بهت افتخار می کنم و این تقویت ها را ادامه دهید بخصوص خریدن یک "هدیه" در این مواقع بسیار کارساز است
اما در اگر در مدت این دو ماه تغییری در رفتار ایشان ملاحظه نکردید در نتیجه رفتار سردی را پیش گیرید و با لحنی جدی با او حرف زده و بگوید شرط من این است که عادت های بد خود را کنار گذاری...مدتی رابطه را کمتر ساخته و بگذارید تا جای خالی محبت شما را احساس کند.. حال اگر او پشیمان شد و قول داد تغییر کند باز هم مدت یکماه را تعیین کرده و به او فرصت دهید تا خود را نشان دهد.
اما اگر هیچ کدام از راه ها جوابی نداد توصیه می کنم از طریق خانواده عمل کنید که اگر این را هم نمی توانید باید بگویم احتمال اینکه رفتار پسرخاله شما بعد ازدواج هم به همین شکل ادامه یابد زیاد است.... توصیه آخرم این است که تا او رفتارهای خود را اصلاح نکرده زمان ازدواج را به تاخیر بیندازید
موفق باشید
سوال مراجع:
با سلام و خسته نباشید
من و پسر خالم چندین ساله که عاشق همیم خیلی دوسش دارم زیاد. توی این چهار سالی که باهمیم حتی دستش به من نخورده.
اما
تازگی ها فهمیدم اون هم قلیون می کشه هم سیگار دوستای خوبی هم نداره(یکی
شون مشروب می خوره). چون خیلی جذابه خیلی هم مزاحم تلفنی داره. مخصوصا یه
دختری جدیدا خیلی بهش گیر داده . اون تمامه مسائل رو به من میگه و چیزی رو
پنهون نمکنه .
خیلی هم تعصبیه اینقدر که میگه تو دانشگاه نباید با پسرها حتی حرف بزنی
منم یه هفته اس که تصمیم گرفتم مدتی ترکش کنم تا شاید خوب بشه
البته واقعا نمی دونم چیکار کنم . آیا راهی برای اصلاح کردنش وجود داره؟
چون ما قراره چند ماه دیگه ازدواج کنیم
خانواده هامون می دونن اما من چیزی از مشکلاتش به هیچ کس نگفتم . آخه خانواده مذهبی داریم
لطفا راهنماییم کنید
پاسخ مشاور:
باسلام و سپاس.. اشاره ای به سنتون نکردید(سن شما و آقا)
اینکه همه چیز را به شما می گویند دلیل بر این نیست که راست می گویند و عموما کسانی که تمام جزئیات زندگی خود را تمام و کمال در اختیار دیگران و حتی همسر قرار می دهند به بلوغ فکری کاملی نرسیده اند. آیا همین سیگار و قلیان کشیدن را هم خودشان گفتند؟!
ببینید ازدواج یک فاز جدید و بسیار پیچیده است و باید با دید چندبعدی به آن نگاه کرد آیا شما بعد از ازدواج تحمل دارید ایشان باز با دوستان ناباب خود باشد؟ آیا تحمل دارید اینگونه تعصب داشته و شما را محدود کنند؟ آیا می توانید بپذیرید روزانه دختران مزاحم او شوند؟
این سوال ها معیارهایست که باید مدنظر قرار دهید یعنی باید در این معیارها باهم تناسب داشته و به توافق برسید و با امید اینکه می توانم همسرم را بعد از ازدواج "تغییر" دهم هیچ گاه وارد زندگی زناشویی نشوید.
توصیه ام این است که شما برای اینکه به ایشان نشان دهید چقدر دوستش دارید و اینکه از رفتارهای او خوشتان نمی آید رابطه را سردتر کنید یا حتی قانونی وضع کنید که اگر سیگار نکشی و در دوستانت تجدیدنظر کنی می توانیم باهم رابطه گرمی داشته باشیم. و اینکه با او صحبت کنید و در مورد معیارهای مهم ازدواج مانند: حدود رابطه با دیگران... نظرش را بخواهید اگر شما مایل بودید با دیگران رابطه اجتماعی سالم داشته باشید ولی ایشان نپذیرفت یعنی تناسب در معیارها ندارید.
در ضمن مشورت خواستن از خانواده بسیار مهم است شما می توانید بطور غیرمستقیم مشکل را با مادرتان در میان گذارید...نقش خانواده ها در ازدواج های فامیلی بسیار مهم است
در آخر اگر بعد از حرف زدن با پسرخاله تان ایشان تغییری در رفتار خود ایجاد کردند مشخص می شود فرد انعطاف پذیری بوده و به زندگی مشترک و تعامل بین همسر اهمیت زیادی قائلن اما اگر تغییری در رفتار ایشان مشاهده نکردید بدانید بعد از ازدواج نیز احتمال بروز این گونه رفتارها بسیار است و تا این مشکلات حل نشده خواهشا ازدواج را با تاخیر بیاندازید
موفق باشید
دوشنبه 24 آبان ماه سال 1389 @ 11:31 PM
| موضوع: مشاوره ازدواج(سوالات) | نویسنده: صابر حسین پور | چاپسوال مراجع:
با سلام و خسته نباشید خدمت شما
حدود یکسال و نیم پیش از طریق اینترنت با پسری آشنا شدم که واقعا بهش وابسته شدم ولی نمیدونم با هم قرار گذاشتیم که نه با هم قرار بذاریم نه عکس بدیم و نه تلفنی حرف بزنیم. بعد از شش ماه از اشناییمون پسره گفت که خیلی عذاب وجدان داره و باید یه چیزی به من بگه اون بهم گفت که 4 سال پیش ازدواج کرده و هنوزم زن داره و از من خواست که بهش فکر کنم اگه دوست داشتم باهاش بمونم منم بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم فهمیدم که بدون اون نمیتونم زندگی کنم به خاطر همین باهاش موندمبعد اون از من خواست که عکس بهش بدم بعد از دادن عکس اخلاقش با من خیلی خوب شد و گفت که بهم خیلی بیشتر علاقه مند شده تا اینکه بهم زنگ زد و رابطه تلفنی بینمون برقرار شد.تابستون بهم خبری داد که واقعا شوکم کرد بهم گفت که داره بابا میشه اون روز به خودم قول دادم که بعد از به دنیا اومدن بچش دیگه باهاش حرف نزنم ولی نتونستم خانومش بعد از به دنیا اومدنه بچه رفته بود شهرستان و من طاقت نیاوردم که بهش زنگ نزنم و دوباره رابطه خیلی شدیدتر از قبل بر قرار شد طوری که تصمیم گرفتیم با هم قرار بزاریم (تا اون روز قرار نذاشته بودیم)بعد از کلی اصرار کردن از طرف اون من قبول کردم که برم خونش ولی خدا رو شکر نشد و فقط یکبار جلوی دانشگاه من همدیگرو دیدیم تو اون چند وقتی که خانومش نبود همش میگفت که قصد داره با من ازدواج کنه حتی یه عکس با حجاب از من میخواست که به خانوادش نشون بده ولی من مدام نصیحتش میکردم و میگفتم که ما نمیتونیم به هم برسیم .وقتی با من دردو میکرد خیلی زیاد از مشکلاتش با زنش میگفت منم مدام بهش میگفتم که باید از خانومش معذرت خواهی کنه و الان خیلی پشیمونم چون الان که زنش از شهرستان اومده دیگه حتی جواب تلفنامم نمیده احساس میکنم خوردم کرده هر شب کار من فقط گریس نمیدونم اصلا منو دوست داره یا فقط داره واسم فیلم بازی میکنه دیگه نمیدونم چیکار کنم میخوام فراموشش کنم ولی نمیدونم چه جوری خواهش میکنم کمکم کنید
پاسخ مشاور:
باسلام و سپاس
اول از همه بسیار خوشحالم که رابطه شما تا آن حد پیش نرفت که به خانه ایشان بروی و بازهم خوشحالم که رابطه تمام شد چرا خوشحالم؟
ببینید وقتی مردی می تواند 4 سال زندگی مشترک و تمام لحظات عاطفی و جنسی با همسر قبلی خود را فراموش سازد...وقتی مردی براحتی می تواند با داشتن نوازدی از زنی هم محبت او و هم مهر فرزندش را فراموش سازد در نتیجه به دنبال ایجاد رابطه دیگری می گردد آنهم بدون اینکه همسرش قبلیش بداند....همین مرد اگر فردا با شما ازدواج کرد همان کاری را با شما خواهد کرد که با همسرقبلی خود می کند.این را به جد می گویم چنین فردی مناسب ازدواج نیست
و اینکه شما از کجا می دانید مشکلاتی که ایشان می گویند با همسرشان دارند واقعیست؟ و از کجا مطمئن هستید زمینه ساز این مشکلات خود ایشان(مرد) و رفتار نامناسب او نیست
من احساست را درک می کنم ولی باید قدری واقع بینانه به موضوع نگاه کرد. آیا مردی که به همسر خود خیانت می کند می تواند مهر و عشق تو را به دل داشته باشد؟
کمی تامل کن و ببین آیا این رابطه ای که با شما برقرار ساخته از روی هوس نیست؟
یکی از عواقب روابط اینترنتی این است که ما وابسته خود فرد نمی شویم بلکه وابسته آن مردی خیالی می شویم که در ذهن خود ساخته ایم.زنان در اولین مرحله از طریق شنیدن وعده ها و حرف های عاشقانه به مردی جذب می شوند حال آنکه هیچ گونه تضمینی به این وعده ها و سخنان عاشقانه نیست و شاید تمام این ها دروغی بیش نباشد که مرد برای بدست آوردن و ارضاء نیازهای خود از آن استفاده می کند.
آنچنان که برمی آید ایشان(مرد) متوجه اشتباه خود شده اند و دیگر نمی خواهند رابطه ای با شما داشته باشند بنابراین اینک وقت آن رسیده که بدانید اعتماد در دنیای مجازی جایگاهی ندارد و لذا فکر او را از سر بیرون نمایی.
بازهم تاکید می کنم مردی که به هر دلیلی(چه مشکل با همسر و غیره) به همسر قبلی خود خیانت می کند و به زنی دیگر عشق می ورزد و خواهان ازدواج با اوست طولی نخواهد کشید که زن دوم را هم همانند زن اول رها کرده و وارد رابطه ای دیگری می شود.
داشتن مشکل و عدم تفاهم در زندگی زناشویی دلیلی خوبی برای خیانت نیست مرد عاقل و پاک نیت این مشکلات را از طریق گفت و گو و در آخر حداکثر با "جدایی" از طریق قانونی حل می نماید نه متوسل شدن به خیانت. لذا تنها کسی که در میان آسیب دیده شما بودید و خواهید بود اگر دوباره با چنین شخصی رابطه برقرار سازی. خدارا شکر هنوز جوانی و موقعیت های بسیار زیادتر و خوبی برای ازدواج داری.امیدوارم در انتخاب های بعدی خود قدری دقیق تر عمل نمایی.
لطفا در سایت وبلاگ ثبت نام کرده و از آن طریق سوال های خود را مطرح کنید
ادرس سایت وبلاگ>> www.taahod.comسوال مراجع:
با سلام وخسته نباشید
من
مدت یه که فکر می کنم به یه نفر علاقه مند شدم ولی به دلیل این که با
برادرش رفیق صمیمی هستم نمی تونم به اون دختر ابراز علاقه کنم چون می ترسم
فکر کنه به خاطر اون با برادرش دوستی می کنم و وقتی میرم خونشون به قصد چشم
چرانی یا این حرفهاست . حالا می خوام بدونم از کجا می تونم بفهمم اون هم
به من علاقه داره یا نه بدونه این که بهش بگم
در ضمن من قصدم ازدواجه و واقعا از ته دل دوستش دارم
مرسی
پاسخ مشاور:
باسلام و سپاس
اگر قصد ازدواج دارید و دارای شرایط خوبی از نظر مالی،،بلوغ فکری هستید توصیه می کنم بصورت رسمی و از طریق خانواده اقدام نماید و مدتی را به شناخت نسبت دهید در این صورت هم برادر و هم خواهر ایشان فکر بدی نخواهند کرد و چه بسا علاقه بیشتری هم به شما یابند
ولی اگر هنوز شرایط ازدواج را ندارید در این صورت توصیه می کنم فعلا نه تنها این دختر خانم بلکه هیچ دختری را انتخاب نکنید
برای اینکه بفهمیم دختری به ما علاقه داره چند نشانه نسبی وجود داره:
یک>>نگاه های طولانی دختر به ما
دو>> خندیدن و لبخند بر لب داشتن هنگام روبه رو شدن با ما
سه>>تمایل به حضور در جمعی که ما هستیم و اشتیاق به حضور در کنار ما(غیرمستقیم)
چهار>>پرس وجو و کنجکاوی نسبت به وضعیت شغلی،درسی و غیره ما(سوال کردن به صورت غیرمستقیم از ما)
البته این نشانه ها نسبی هست و ممکن است در تمام دختران وجود نداشته باشد/
موفق باشید
لطفا در سایت وبلاگ ثبت نام کرده و از آن طریق سوال های خود را مطرح کنید
ادرس سایت وبلاگ>> www.taahod.com| 1 |
2
|
3
|
>>
|